تازه داشتم سر میذاشتم
رویشونه هات که رفتی

تازه داشتم گل میکاشتم
روی گونه هات کهرفتی

تازه داشتم با نگات جون میگرفتم
کام دل از چرخ گردونمیگرفتم

تازه داشتم به امید مهربونیت
غصه از دل پریشونمیگرفتم

تازه داشتی گل میگفتی
غصه هامو میشنفتی
شک نداشتم میگیآخر
توهم از چشام میافتی

نکنه رسیده اونروز
که نگاه ازمبگیری
واسه قربونی چشمات
زندگیمو نپذیری

کاشکی همدمم تو بودی
تویاین خلوت خونه
بتو راز دل میگفتم
با زبونی عاشقونه

تو یه شبنمی که هرصبح
میاره هوای تازه
زندگی ناسازه اما
توبخوای بامن میسازه

/ 0 نظر / 52 بازدید